۲۱ خرداد ۱۴۰۰

کنگرۀ هجدهم حزب کمونیست فدراسیون روسیه بر اساس ضرورت حل فوری مشکلات انباشته شده حرکت می‌کند. برای حل مشکل توسعۀ تدریجی کشور، تشکیل یک دولت اعتماد ملی لازم است. تیم مدیریت قدیمی در رأس دولت فعلی آشکارا توان انجام این مهم را ندارد. برای خارج کردن روسیه از بحران، کشور باید توسط افراد جدید با دیدگاه‌ها و رویکردهای جدید و براساس یک برنامۀ واقعی اداره شود.

خروج ارتش آلمان از افغانستان همراه با اقدامات شدید حفاظتی و اختلافات جدّی با آمریکا آغاز گشته، اولین فعالیت بزرگ ارتش آلمان در خارج از اروپا با شکست کامل مواجه گشته است. در حالیکه سربازان آلمان در پایان سال ۲۰۰۱ با اهدافی بلند‌پروازانه («صلح» و «حقوق بشر») به آنجا ارسال گشتند، اکنون از کشوری که گرفتار فقر شدید، مبتلا به خشونت و غرق در جنگ داخلی است به میهن خویش باز می‌گردند.

امروز مبارزه با تروریسم در سیمای داعش، جبهة‌النصره، احرار‌الشام و غیره در سوریه، مقابله با تهاجم ائتلاف به‌اصطلاح عربی به یمن و همچنین، مقابله با انجام ترورها و خرابکاری‌ها در ایران، افشای ماهیت تلاش‌ها برای انجام «انقلاب رنگی» در روسیه و بلاروس، مقاومت چین در برابر تشدید جنگ تجاری علیه این کشور، در واقعیت امر، به‌مفهوم مبارزه و رویارویی با فاشیسم معاصر آمریکا و اروپا، یعنی همان یک مشت کشورهای غارتگر می‌باشد که در قالب تروریستی و تروریسم اقتصادی برای تثبیت و تشدید صدور سرمایه تلاش می‌کنند.

خط لوله «نورد استریم ۲» نه تنها نیاز اتحادیه اروپا به واردات گاز طبیعی مایع گران‌قیمت آمریکا (LNG) را برطرف می‌کند، بلکه بروکسل و مسکو را که شرکای واقعی برای ادامه کار در جهت ایجاد روابط خوب همسایگی می‌باشند، به بدترین کابوس واشنگتن تبدیل می‌کند. چنین چرخش ژئوپلیتیکی در‌واقع این پتانسیل را دارد که در نهایت وجود ناتو را غیر‌ضروری سازد. بنابراین می‌بینیم که زلنسکی، که دونباس را نظامی ‌کرده و مسکو را تهدید می‌کند، کار کثیف و بسیار خطرناکی برای واشنگتن انجام می‌دهد.

صد روز از ریاست جمهوری جو بایدن می‌گذرد. بسیاری در اروپا امیدوار بودند که روابط ترانس آتلانتیک دوباره بهبود خواهد یافت. بنابر گزارش «فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ FAZ» اخیراً اوضاع بین واشنگتن و برلین به‌خوبی پیش نمی‌رود. برای اینکه آلمان کاملاً در خط نیست.

آنها و دیگران ــ موراوتسکی و توسک، اروبان و مخالفان عقیدتی او از میان متحدان ناتو ــ به یک اردوگاه تعلق دارند. اختلاف بین آنها جنبه استراتژیک ندارد. در همان زمان عصبانیت و خشم «توسک»، نظرات و ایرادات احمقانه وی درمورد «ائتلاف طرفداران پوتین» در اتحادیه اروپا نشانگر نوسانات و تردیدهای ایدئولوژیک جدی در میان سیاستمداران غربی است (مانند اختلافات بین طرفداران بایدن و ترامپ است). در شرایط رویارویی شدید بین غرب و روسیه دامنه این نوسانات و دودلی‌ها باید به‌درستی سنجیده و ارزیابی شود.

این قضیه کمتر با جنگجویی اسلامی‌ مربوط است. جوّ ضدِ فرانسوی در مالی ریشه بیش از صد ساله دارد. زمانی که فرانسه در ۱۸۹۲ این کشور آباد و خرّم سلطان‌نشین را به استعمار درآورد، منابع آنرا غارت و سرزمین‌های تحت حاکمیت آنرا به ترتیبی تازه مرتب نمود تا مردم آنجا را تضعیف و ساخت اجتماعی آنان را متلاشی سازد.

سقوط درآمدها، از دست دادن کار و شتاب سریع تورم‌ روس‌ها را مجبور به صرفه‌جویی در مصرف غذا می‌کند.

اما معضلی وجود دارد یا دست کم غرب معضلی دارد از نوع بسیار جدی آن. ما چین را نمی‌فهمیم! در مخ‌مان نمی‌رود! ما سعی داریم چین را با قواعد خودمان بفهمیم: با قواعد غرب. ولی شما نمی‌توانید چین را با قواعد غرب درک کنید! البته چین با ما اشتراکات و پیوستگی‌هایی دارد. ولی به‌طور بنیادی، چین بسیار فرق دارد با غرب. همیشه متفاوت بوده، هنوز هست و همیشه خواهد بود! مشکل، به گمانم، شیوه تفکر غربی است. ببینید، برای دو قرن، در آغاز با اروپایی‌ها و بعدها با ایالات متحده، غرب مسلط بوده است و در عمل دنیا را کنترل کرده است. پس آنچه ما از مدرنیته می‌فهمیم، مدرنیته غربی است: فقط یک شکل از مدرنیته وجود دارد و آنهم مدرنیته غربی است. ولی خیلی ساده، این حقیقت ندارد. ما مدرنیته چینی داریم که در حال حاضر به‌سرعت متکامل می‌شود؛ برای مثال، مدرنیته ژاپنی را داریم؛ و بسیاری دیگر را می‌بینیم و خواهیم دید. خیلی ساده این حقیقت ندارد که فقط یک نوع از مدرنیته وجود دارد: مدرنیته غربی. همین حالا مدرنیته‌های متعددی در جهان هست. پس در این زمینه، این ایده که هر کسی مجبور است مثل ما باشد، خطاست. به‌عبارت دیگر، می‌بایست چین را با قواعد خودش درک کنیم! ما نمی‌توانیم چین را با قواعد غرب درک کنیم. این چالش بزرگی است. به‌هرحال، با این شیوه تفکر است که نمی‌توانیم چین را هضم کنیم. این است دلیل به خطا گرفتن چین.

دلاری‌سازی اقتصاد روسیه، صرفنظر از لفاظی‌های دائمی مقامات کشور، نه تنها تضعیف نشده، حتی در ماه‌های اخیر تقویت نیز شده است.... مسئول اصلی دلاری‌سازی خزندۀ مداوم کیست؟ البتّه، بانک مرکزی روسیه. زیرا، در اصل ٧۵ قانون اساسی فدراسیون روسیه با خط سیاه روی صفحۀ سفید تصریح شده است: «محافظت و اطمینان از ثبات روبل وظیفۀ اصلی بانک مرکزی فدراسیون روسیه است». بانک مرکزی روسیه در سال ٢٠١۴ روبل روسیه را به «شنای آزاد» روانه کرد. به سخن دقیق‌تر، قانون اساسی را زیر پا گذاشت و از حفظ نرخ ارز واحد پول ملی خودداری کرد. کاهش مداوم نرخ برابری روبل (و حتی در حالی که تقریباً هیچ منعی تاکنون در معاملات ارزی وجود ندارد) به‌معنی این است، که ادامۀ روند دلاری‌سازی اقتصاد روسیه اجتناب‌ناپذیر است.

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.